تبلیغات
در مورد هواپیما چه میدانید؟ - پروزه هارپ

پروزه هارپ

جمعه 23 مهر 1389 02:10 ب.ظ

نویسنده : شهاب .....

چندین عکس از انتن ها و امواج هارپ .

هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.
( توضیح آنکه: جنگ هایی که از امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناتیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم
Star War گرفته اند).
آیونوسفیر چیست و کجاست؟
لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (
Atmosphere) قرار دارد.
این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشید را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.
لایه آیونوسفیر چه ربطی به هارپ دارد؟
سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.
این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (
Alaska) نصب گردیده است.
آنتن های هارپ با پرتاب رادیو فرکانس های بالا به آیونوسفیر می توانند ناحیه وسیعی از آیونوسفیر را گرم کرده و در نتیجه این ناحیه به تپش افتاده و در اثر آن امواج پایین و فوق پایین
ELF/ULF/VLF تولید و به زمین فرستاده شوند. لازم به توضیح است که از میان تاسیسات مشابه آن در دنیا، هارپ تنها سیستمی است که عملا قادر است جهت و زاویه پرتوها را کاملا در کنترل داشته باشد و هر ناحیه از آیونوسفیر را که بخواهند هدف گیری کنند.
توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:
١- ایجاد موج
Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید. برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.
٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان )
Sichuan( در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.


٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.
٣- ایجاد
سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (
New Orleans) طوفان گانو عمان .
٤- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال برق از زمین به ماهواره ها.
٥- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و
کنترل انسانها از راه دور و ایجاد "غش" و تولید "وهم" در مغز انسانها.
٦- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (
Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.
٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (
Radioactive).
٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.
٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.
می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که "هارپ" میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.
با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.




   




جنگ ستارگان به زمین می آید پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت

اشاره
بدون شک، فجایع طبیعی در هر دورانی به وقوع پیوسته و خساراتی گاه جبران ناپذیربه بار آورده اند. اما، آنچه امروز کمتر از گذشته طبیعی می نماید شدت عجیبو بی سابقه این پدیده های به ظاهر طبیعی است که اغلب با بستر فصلی خود درناهماهنگی کامل بسر می برند. این بی نظمی های آب و هوایی عموماً به حسابتأثیرات گازهای گلخانه ای گذارده می شوند. اما آیا حقیقتاً ارتباطی میانتغییرات آب و هوا و اثرات گلخانه ای این گازها وجود دارد؟ موضوعی که مدتهاست سفره رسانه ها و فعالان صلح سبز را رنگین کرده و به بهانه ای برایتوجیه علت هر فاجعه طبیعی تبدیل گردیده است. اما، آنچه از همگان پنهانمانده و توجهات را کمتر به خود معطوف می دارد، این واقعیت است که امروزخطری تازه، از نوعی دیگر، سراسر جهان را تهدید می کند که با تغییرات عجیبوضعیت آب و هوا در ارتباط است و در راستای بلندپروازی های کشورهایی که خودرا یک «قدرت» و «ارباب جهان» می دانند، عمل می کند. و آمریکا یکی از همیناربابان «خودخوانده» است که در ادامه بلندپروازی های «جنگ ستارگان» خود درتلاش برای دستیابی به سیستم تسلیحاتی بسیار گسترده ای است که قادر استاعماق زمین را در جست وجوی پایگاه های مخفی بکاود، تمامی اشکال ارتباطاتهرتزی را متوقف سازد، بر رفتارهای انسانی تأثیر گذارد، جریانات آب و هواییرا تغییر دهد، هواپیماها را همانند مایکروفری که به کمک امواج کوتاه عملمی کند، در آسمان «بریان» کند، و یا انفجارهایی به قدرت یک بمب اتمی پدیدآورد. اما، نه فقط آمریکا... و اگر چه «به ظاهر» هیچ نشانی حکایت ازاستفاده از این تکنولوژی مرگبار ندارد، اما موضوع آنقدر جدی است که سازمانملل در حاشیه بحث های خود پیرامون تأثیرات گازهای گلخانه ای بر آب و هوا،پرداختن به مسئله «جنگ زیست محیطی» را نیز آغاز کرده است. هرچند که، بهرغم اطلاعات علمی موجود مسئله دست بردن در وضعیت آب و هوا با اهداف نظامیهرگز بخشی از برنامه سازمان ملل درمورد تغییرات آب و هوا نبوده، پیامدهایتکنولوژی نظامی بر وضعیت آب و هوای جهان محور هیچ گفتمانی را تشکیل ندادهو هیچکس را نیز نگران نکرده است. و بحث های جاری پیرامون تغییرات آب و هواکه صرفا بر موضوع گازهای گلخانه ای متمرکزند، نیز به هیچوجه اهدافاستراتژیک و دفاعی واشنگتن را به زیر سؤال نمی برد.
تکنیک های تغییرمحیط زیست به اهداف نظامی بخشی از تحقیقاتی را تشکیل می دهند که اطلاعاتچندانی درمورد آنها در دست نیست، چراکه در پس دیگر پروژه های ارائه شده باهدف بهبود شرایط زیست محیطی پنهان اند. با این حال، «لوک مانپائی» پژوهشگرمحیط زیست، خاطرنشان می سازد، «از سال های دهه 1950، گزارش ها و بیانیههایی رسمی در آمریکا انتشار یافته است که بر فواید نظامی تکنیک های تغییرشرایط آب و هوا تأکید دارند. و از آن زمان، تحقیقات در جهت کنترل عناصرطبیعی هرگز متوقف نگردیده، حداکثر آن که کنوانسیون سال 1977 پیرامونممنوعیت استفاده از تکنیک های تغییر محیط زیست با اهداف نظامی و یا هر هدفخصومت آمیز دیگر، از سرعت این تحقیقات کاسته است.»
پروژه«هارپ»(High-Frequency Active Auroral Research Program HAARP) ، جایگزینزمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای کهپدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریکا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریکاقادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شکلی اقتصادی تر، اما بسیارخطرناکتر، از سر بگیرد، با این تفاوت که این بار طرح برروی کره زمین انجاممی پذیرد.
در واقع، همه چیز از سال های دهه 60 و ارائه طرحی به منظورتسهیل ارتباط با زیردریایی ها آغاز گردید. چراکه، تنها راه ارتباط بازیردریایی ها که به دلیل قرار گرفتن در اعماق آب ها فاصله بسیاری با سطحدارند، استفاده از امواجی با طول موج بسیار کوتاه است. اما، استفاده ازاین گونه امواج نصب آنتن های بسیار بزرگ را می طلبد. بنابراین، آنچه اینطرح باید میسر می ساخت، ایجاد آنتنی عظیم آنهم در لایه های فوقانی آتمسفربود.
هارپ چیست؟

«هارپ» یک فرستنده امواج الکترومغناطیسی است کهآسمان را هدف گرفته، الکترون های آزاد لایه یونوسفر را در بالای آتمسفر درارتفاع حدود 275کیلومتری که از دمایی معادل 1400 درجه سانتیگراد برخورداراست، «منقلب» می سازد و با این کار مقادیر زیادی انرژی به آنها منتقل میکند. بدینسان، دما می تواند تا 20درصد افزایش یافته، این مناطق را کاملامنبسط سازد.
با دستکاری در این تزریق نیرو به یونوسفر، نوسانات وسیعیدر این لایه حاصل گردیده، آن را به آنتنی با طول موج های بسیار مهم وفرکانس های بسیار پایین (از 40 هرتز تا یک هزارم هرتز!) تبدیل می کند. برداین امواج بدین ترتیب به هزاران کیلومتر رسیده، آنها را قادر می سازد درهر چیزی بر روی کره زمین حتی بدن انسان، نفوذ کنند.
«هارپ» پروژه مشترکنیروی هوایی و دریایی آمریکاست، اگرچه روس ها نیز از خیلی پیش بدان توجهدارند و اروپایی ها نیز به رغم اعتراض هایشان در خفا و از نزدیک آن رادنبال می کنند. چرا که، کدام قدرت از تسلط کامل بر کره زمین و افراد بشربیزار است؟
پایگاه رسمی «هارپ» در «گاکونا» آلاسکا واقع است. اینپایگاه از 360 آنتن به ارتفاع 72 پا تشکیل گردیده که بر زمینی به وسعت 400کیلومترمربع اشراف دارند. امکان تأسیس و نصب این آنتن ها از سوی مالکانچاه های نفتی همجوار فراهم آمده است.
تکنولوژی مورد استفاده پروژه«هارپ» براساس تجاربی پنهان که سال هاست در این منطقه کوچک انجام میپذیرد، استوار بوده و پیشرفت های بسیاری داشته است. هدف عمده «هارپ» که دراصل یک سلاح کشتار جمعی است که بخشی از برنامه نظامی «جوینت ویژن 2020»(Joint Vision 2020) آمریکا به حساب می آید، عمدتا بر دانش دما و کنترلاندیشه به منظور آزمایش بر روی مردم متمرکز می گردد. این طرح به ظاهر باهدف کاوش ذخایر نفتی و کانی ارائه گردیده است، اما اهداف پنهان آن خطریبرای بشریت محسوب می شود.
اجرای پروژه «هارپ» بسیاری از دانشمندان وکارشناسان تسلیحاتی، و نیز نمایندگان پارلمان اروپا را بسیار نگران کردهاست. به طوری که، یک کارشناس انرژی به نام «گراتان هیلی» که مشاورتنمایندگان پارلمان اروپا را برعهده دارد، هم اکنون درحال جمع آوری اسنادیاست تا به کمک آنها بتواند به این طرح «پایان جهانی» خاتمه بخشد. و «مگواهالووت»، نماینده بلژیکی که ریاست گروه سبزهای پارلمان اروپا را عهده داراست، مسئولیت این پرونده را به عهده گرفته، مسئولیت رسمی پیگیری درخواستهای اعضای گروه خود برای توضیح و وادار ساختن پارلمان اروپا به فشار برناتو- و از این طریق، وادار کردن آمریکا به پاسخ به تمامی سؤالات لازم-،با اوست. «مگدا هالووت» تأکید دارد که این نوع تسلیحات علاوه بر پیامدهایزیست محیطی، می تواند آزادی های فردی و دموکراسی را نیز به خطر اندازد.
ازدیگر سو، بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالان محیطزیست به امید کشف چهره واقعی و پنهان پروژه «هارپ» که از سوی نیروی هواییو دریایی آمریکا یک برنامه تحقیقاتی «ساده و بی خطر» معرفی شده است، نقشکارآگاه خصوصی را در ارتش آمریکا ایفا می کنند. قدر مسلم آن که، هیچگونهاتفاق نظری در مورد این پروژه در آمریکا وجود ندارد و شهروندان آن بهاستفاده از این گونه روش های «علمی» به شدت معترضند. مانند دکتر «روزالیتربل»، یک شخصیت علمی رده بالا و بسیار شناخته شده که در دوران ریاستجمهوری «ریگان» مسئولیت تحقیقات پیرامون تأثیرات پروژه تسلیحاتی «جنگستارگان» را برعهده داشته است. وی که درحال حاضر مشاورت پارلمان اروپا راعهده دار است، تأکید می کند که دانشمندان نظامی آمریکا تمامی توجه و تلاشخود را بر روی سیستم های آب و هوایی به عنوان یک سلاح بالقوه متمرکز ساختهاند.
در سال 1995، کتابی با عنوان «فرشتگان با این هارپ نمی نوازند»(توضیح م. «هارپ» معنای ساز «چنگ» را دارد که در این جا نویسنده منظور خودرا با بازی با این واژه ادا کرده است) که پروژه «هارپ» را محکوم می کند،در شمار پرفروش ترین کتاب سال آمریکا قرار گرفت.
پروژه «هارپ» درواقعبه لطف انتشار مقالات متعددی در روزنامه ها و نیز برنامه های متعددتلویزیونی در این زمینه، افشا گردید و در پی این افشاگری، موجی از مخالفتها در برابر این پروژه شکل گرفت. از میان مخالفان این طرح، اطلاعاتارزشمند دو دانشمند به نام های «ریچارد ویلیام» (شیمی دان) و پروفسور«زیلینسکی» (فیزیکدان آلمانی و متخصص الکترونیک کوانتومی) به نگارش کتبمتعددی پیرامون «هارپ» انجامید. به گفته این کارشناسان، قدرت عظیم ارسالانرژی ایستگاه «گاکونا» می تواند برآب و هوای هر کشوری تأثیرگذارده،پیامدهای مثبت و یا فجایع بی شماری از قبیل زلزله های شدید، سیل ها،تسونامی ها و... به بار آورد. بدینسان، پروژه «هارپ» که مکمل زمینی طرح«جنگ ستارگان» است، به دلیل ماهیت ویژه سیگنال انتشار خود «سلاح نهایی»آمریکا محسوب می شود.
یک پروژه 30میلیون دلاری
در پس این تحقیقات کهدر زمینه فرکانس های بالا انجام پذیرفته و در آفاق شمالی به اجرا درمیآید، در وهله نخست یک پروژه 30میلیون دلاری نهفته است که ارتش آمریکا میکوشد آن را تحقیقاتی در منطقه یونوسفر جلوه دهد. بانیان این طرح به منظورجلب اعتماد افکار عمومی از هیچ تلاشی- چه به لحاظ انرژی و وقتی که صرف آنمی سازند، و چه به لحاظ دلارهایی که در راه تبلیغات هزینه می کنند-فروگذار نیستند. معهذا، هنگامی که می دانیم طرف های اصلی قرارداد نیرویدریایی و هوایی و وزارت دفاع آمریکا هستند، باور این مطلب که پروژه مزبورفاقد اهداف نظامی است، بسیار دشوار می گردد.
در عمل «هارپ» به چه چیز شباهت دارد؟
درواقع،پروژه «هارپ» از تأسیساتی گسترده تشکیل گردیده که چندین هکتار از زمین های«گاکونا»- منطقه ای کوچک در شمال شرقی «آنکوریج» آلاسکا- را به خود اختصاصمی دهد. این محل چندان نیز دورافتاده نیست، چراکه تأسیسات مزبور در جوارذخایر گازی و نفتی متعلق به شرکت «آرکو» (Arco) قرار دارد که درعین حالامتیازات تکنولوژیک تشکیل دهنده «هارپ» را به خود اختصاص می دهد وشرکتپوششی این تجهیزات نیز هست.
علاوه براین، «هارپ» به یکی از قدرتمندترینرایانه های کره زمین- که در «دانشگاه آلاسکا» در «باتروویچ بیلدینگ» نصبگردیده- مرتبط است. درخصوص ظاهر آن نیز باید گفت که محیطی وسیع و بدوندرخت است که در آغاز 48 آنتن 20متری در آن نصب گردیده بود. هریک از اینآنتن ها به فرستنده ای به قدرت یک میلیون وات متصل است. طبق این پروژه،سپس بر تعداد این آنتن ها و قدرت و رقم فرستنده ها افزوده شده، قدرت نهاییبه یک میلیارد وات افزایش یافت که از 360 آنتن به دست می آمد. فرستنده هاتوسط 6 توربین به قدرت هریک 3600 اسب بخار تغذیه می شوند که 95 تن مازوتدر روز می سوزانند.
اما، این تشکیلات به چه کار می آید؟ به طوررسمی،دانشمندانی که بر روی این فرستنده رادیویی غول پیکر کار می کنند، قصدمطالعه بر روی یونوسفر را دارند. با این حال و در پس پرده، «هارپ» از لایهیونوسفر بهره گرفته، آن را به سلاحی ساخته شده از انرژی مبدل می سازد.
یونوسفرلایه فوقانی استراتوسفر بوده، از اجزای یونیزه بسیار پرباری تشکیل گردیدهاست. این لایه از ارتفاع متوسط 48کیلومتری سطح زمین آغاز می شود و تاارتفاع 600کیلومتری بالا می رود. وجود این لایه که تراکم انرژی در آنبسیار بالاست، برای سیاره ما حیاتی است، چراکه همانند لایه اوزون نقشاساسی «سپر» را ایفا و ما را در برابر پرتوهای زیانبار خورشید محافظت میکند. لایه یونوسفر ازجمله اجزایی را که بار الکتریکی داشته و از «بادها وتوفان ها»ی خورشیدی و کیهانی به وجود می آ یند، «جذب» خود می سازد.تحقیقاتی که از یک قرن پیش توسط تعدادی از دانشمندان انجام پذیرفته است،نشان می دهد که این «مانتوی انرژی» که از زمین محافظت به عمل می آورد، میتواند به کمک یک تکنولوژی مناسب به سلاحی استراتژیک و بسیار مهم مبدل شود.
«هارپ»براساس تحقیقات «برنارد ایستلاند» طراحی گردیده که خود از تلاش های«نیکلاتسلا»، یک دانشمند کروات و مخترع نبوغ اوایل قرن بیستم- که جریانآلترناتیو و نیز جریان سه فازه را مدیون وی هستیم- الهام گرفته است.«تسلا» از جمله روندی را بنیان نهاد که اجازه می داد مقادیر بسیار بالاییاز انرژی الکتریک بدون کمک کابل در فاصله ای 42 کیلومتری انتقال یابد. ویبخش اعظم تحقیقات خود را به «انرژی یونوسفریک» و پدیده های الکترومغناطیسیاختصاص داد. تأمین هزینه تحقیقات «تسلا» را «جی پی مورگان» بانکدار و شرکت«وستینگهاوس» برعهده داشتند، اما این حمایت بعدها به دلایل مالی متوقفگردید.
اندکی کمتر از یک قرن بعد، «برنارد ایستلاند» با استفاده ازتحقیقات اولیه «تسلا» در زمینه انرژی الکترومغناطیسی، بین سال های 1987 و1994 نتایج 12 تحقیق خود را به ثبت رساند که ساختار پروژه «هارپ» وتکنولوژی های مشتق از آن در زمینه تسلیحات را تشکیل می دهند. اما، امروزمالک اصلی امتیاز اختراعات ثبت شده دیگر «ایستلاند» نیست، بلکه شرکت«آپتی-آرکو» (Apti-Arco)، یک کنسرسیوم نفتی است که در پس خود نیروی دریاییو هوایی و نیز وزارت دفاع آمریکا را دارد. از هنگام ثبت تحقیقات«ایستلاند»، هرگونه تحقیقی در زمینه انرژی الکترومغناطیسی- حتی با اهدافپزشکی- مسدود گردیده و بدینسان، میدان بسیار نویدبخش وسیعی از علوم وپزشکی به انحصار منافع ارتش آمریکا درآمده است.
جنگ امواج؟!
تمامیتکنولوژی به کاررفته در «هارپ» برپایه نشانه روی مجموعه ای از امواج بلندبه سمت یونوسفر، و سپس مشاهده نتیجه آن استوار است. پیامد بمباران منطقهای مشخص از یونوسفر به کمک امواج بلند، ایجاد آینه مجازی عظیمی است کههمانند یک آنتن عمل می کند. این آنتن مجازی فرکانس هایی بسیار کوتاه رابهزمین ارسال می دارد. برای تصویر بهتر عمل صورت گرفته، می توان گفت کهعلاوه بر آنتن مجازی که بدین شکل در آسمان پدید آمده است، نوعی «مایکروفر»عظیم در بخشی مشخص از یونوسفر به وجود می آوریم. و وای به حال هواپیماها وموشک هایی که در این لحظه از آسمان عبور کنند! برحسب قدرت فرستنده ها، میتوان همچنین سیستم های راهنمای الکترونیکی، رادارها و دیگر دستگاه هایرادیویی این موشک ها و فضاپیماها را کاملاً مختل و یا آنها را به سادگی«کباب» کرد!
از دیگر سو، به لطف آنتن مجازی تشکیل شده از امواج فوقکوتاه، این امکان نیز پدید می آید که پوسته زمین تا اعماق بسیار زیاد اسکنو به نوعی رادیوگرافی شود. بدین ترتیب، نظامیان آمریکایی با افتخار تماممدعی اند که به کمک «هارپ» دیگر هیچ کشوری قادرنخواهد بود پایگاه های مخفیزیرزمینی خود را که پناهگاه سلاح های هسته ای هستند، پنهان نگاه دارد...طبق تحقیقات کارشناسان تسلیحاتی آمریکا، همچنین می توان با زیردریایی هاییکه در اعماق آب در دورترین نقاط اقیانوس ها سیر می کنند، ارتباط برقرارکرده، هر نوع موشک یا هواپیمایی - حتی هواپیماهای «فریتو» - را که واردفضای هوایی آمریکا شوند، ردیابی و یا نابود کرد. هدف نهایی، ایجاد یک سپرمحافظ کلی است که قادر باشد اهداف دشمن- اعم از هسته ای یا متعارف- را ازیکدیگر متمایز ساخته، به شیوه ای متناسب به آنها «بپردازد». و بالاخره،هدف «هارپ» به ویژه جلوگیری از برقراری کلیه ارتباطات رادیویی و ماهوارهای دشمنان در منطقه ای مشخص است. علاوه بر این، با تحقق این پروژه، صاحبانآن خواهند توانست سیستم ارتباطاتی خود را به سیستمی تقریباً غیرقابل نفوذمبدل سازند.
استفاده از امواج و خواص الکترومغناطیسی آنها سلاحی است کهبه شکلی وحشتناک مؤثر واقع می گردد. دکتر «روزالی برتل» تاکید دارد کهآمریکایی ها آزمایشات خود پیرامون این گونه تسلیحات را از چهل سال پیشپنهان از دید همگان و با نادیده شمردن کنوانسیون های بین المللی آغاز کردهاند. بدینسان، پروژه های متعددی شکل گرفته است که عبارتند از: «آرگوس»(1958، Argus)، «استارفیش» (1962، Starfish)، «سولار پاورساتلایت» (1968و1967، Solar Power Satellite)، «اسپیس شاتل اکسپریمنتز (1985، SpaceShuttle Experiments)، «مایتی اوکز» (1986، Mighty Oaks) و یا «دیزرتاستورم» (1991، Desert Storm).
در تمامی این پروژه ها، به دلایل وبهانه های گوناگون چون قطع ارتباطات دشمن، سلاح های پلاسمایی و...، هدف جزبازی با یونوسفر و یا برخی امواج نبوده است. بنابراین، «هارپ» آخرین فصلاین پروژه هاست. آمریکایی ها حتی قصد دارند شبکه ای واقعی از ایستگاه هایمشابه «گاکونا» در سراسر جهان پدید آورند و بدین گونه، نوعی سپر قابلتغییر برحسب اوضاع و احوال و شرایط برای خود برقرار سازند و بسیاری ازدیگر قدرت ها نیز همین سودا را در سرمی پرورانند. در راستای این هدف استکه می بینیم مجموعه های تحقیقاتی دیگری پیرامون یونوسفر، ازجمله درپورتوریکو، نروژ (ترومسو)، پرو (خیکامارکا)، روسیه (در نزدیکی مسکو) و یا«نیژنی نوگورود» در اوکراین یا تاجیکستان به وجود آمده است.
بدینسان،مشاهده می کنیم که در پس این پروژه تحقیقاتی به ظاهر ساده «هارپ» سلاحیمخوف نهفته است، و این سلاح مخوف چنین امکانی را فراهم می آورد که برحسبباند فرکانس به کار گرفته شده (بسیار بلند و یا فوق کوتاه)، تاثیرات خاصی-مانند کاوش در اعماق زمین از طریق اسکن آن، قطع کلیه ارتباطات هرتزی (جنگخلیج فارس در سال 1991)، تغییر رفتار انسانی (جنگ خلیج فارس، افغانستان)،تغییر آب و هوا، «ذوب» هرگونه دستگاه پرنده در آتمسفر (جنگ ستارگان)،ایجاد زمین لرزه ها و توفان های ویرانگر، انفجارات قدرتمند در ارتفاعات(جنگ خلیج فارس)- از فاصله دور بر محیط زیست گذارده شود. نظامیان پنتاگونبر این ادعا هستندکه قدرت انتقال این سیستم بسیار زیاد و تا بدان حد استکه یونیزاسیون لایه های فوقانی آتمسفر را برمی انگیزد و آن را به آینه ایبازتاب دهنده مبدل می سازد، و بدین گونه است که با استفاده از این پدیدهامکان برقراری ارتباط با واحدهای دریایی و هوایی فراهم می آید.
آنچه که نظامیان نمی گویند
یکیدیگر از زمینه های اجرایی« هارپ» که بسیار نگران کننده می نماید، سلاحروانی- الکترونیک» است. در سال 1952، دکتر «خوزه دلگادو» استاد دانشگاه«ییل» آمریکا، به این مهم دست یافت که می توان با قرار دادن افراد در معرضبرخی فرکانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسی آنها تأثیر گذارد.دانشمندانی چون «دلگادو» و دکتر «رابرت بکر» بدین ترتیب موفق گردیدند ثابتکنند که دو موج در کنار یکدیگر قرار داده شده که فرکانس یکی از آنها تغییریافته باشد، اثراتی به بار می آورند که براساس آنها می توان عملکردهایمغزی عمیق انسان را از فاصله دور تحت کنترل درآورد، و نتایج آن نیز «بسیارمحسوس» خواهد بود.
در واقع، برخی امواج بسیار کوتاه (حدود 7 هرتز) میتوانند سبب پیدایش عناصری شیمیایی در مغز گردند که «طیف وسیعی از پاسخ هایاحساسی و یا عقلانی» را برمی انگیزند. و این، برنامه پنهان برخی قدرت هااز جمله سرکردگان نظامی آمریکاست که اربابانی «خودخوانده»اند و تلاش دارندتا از طریق نسلی تازه از سلاح های روانی- الکترونیک موسوم به «میلیترویو»،میدان الکترو مغناطیسی قدرتمندی را- که به کمک سیستم «هارپ» و برحسب نیازتغییر یافته است- انتقال دهند. هدف، خنثی کردن نیروهای دشمن و یا کنترلکامل بر مردم بدون اطلاع آنهاست.
از دیگر سو، به لطف تلاش های «بلاکمن»و «رزی ادی» می دانیم که امواج انتقالی تغییراتی در فشار خون پدید آورده،سبب تغییر جریانات یون های کلیسم، پتاسیم و سدیم می گردند. این جریانات باعبور از جداره های سلولی سیگنال هایی میکروالکتریک به وجود می آورند که درسیستم عصبی پخش گردیده، مغز را از آنچه در اطرافمان می گذرد، مطلع میسازند. بدینسان، مغز پس از آگاهی از اطلاعات به نوبه خود سبب واکنش یکماهیچه، اتخاذ یک تصمیم و بروز یک احساس و یا حتی یک بیماری می گردد.علاوه بر این، این امواج PH خون را تغییر داده و سیستم ایمنی بدن را تضعیفمی کنند.
به این ترتیب، اگرچه پروژه مزبور به داستان های تخیلی بیشترشباهت دارد، اما جامعه ای «روانی- متمدن» پدید می آورد که می توان با قراردادن اعضای آن در معرض امواج الکترومغناطیسی، آنها را به اطاعت از یک«صدا» وادار ساخت. همانطور که می دانیم، سرکردگان نظم نوین جهانی به دوگروه تقسیم شده اند: در وهله نخست، بانکداران جهان و آژانس های سیاسی ومذهبی که خواستار کنترل مطلق بر اقتصاد جهان از طریق پول جهانی و منابعطبیعی هستند، و سپس نظامیان و سرویس های مخفی که با دانشمندان تکنولوژیهمدست و متحدند.
در اواسط سال های دهه 1970، «زبیگنیو برژینسکی» رئیسشورای امنیت ملی در دوران ریاست جمهوری «جیمی کارتر»، چنین پیش بینی کردکه تکنولوژی کنترل افکار و مدیریت جامعه بتدریج ظاهر خواهد گردید. اینجامعه گروهی از زبدگان را هدایت خواهد کرد که برای دستیابی به اهداف خوداز هیچ کوششی، از جمله بهره گیری از ابزار تکنولوژیک، تأثیر بر مردم ونظارت و کنترل کامل بر جامعه، فروگذار نخواهند بود.
تمامی این حقایقدر کتاب «فرشتگان این هارپ را نمی نوازند» آمده است. در سال 1997، «نیکبگیش» یکی از دو نویسنده کتاب در مصاحبه ای که در سایت «لیدینگ اج نیوز»انتشار یافت، اظهار داشت که نمایندگان پروژه «هارپ» طرح هایی را تدارک میبینند که از مردم پنهان نگاهداشته شده، اما به کار نظامیان خواهد آمد. ویبر اساس مقاله ای از «واشنگتن پست» خاطر نشان کرد که مقصد 40 درصد بودجهتجهیزات نیروی هوایی آمریکا پروژه های مخفی است و افزود: «این پروژه هاآنقدر مخفی هستند که کنگره آمریکا حتی نمی داند بر کدام پایه استوارند!»
ازسال 1964، توجه نظامیان به گونه ای خاص به استفاده از امواج معطوف گردید.در همین زمان بود که دانشمندانی چون «رزی ادی» و «با وین» کشف کردند که یکفرکانس 450 مگاهرتزی که به 16 هرتز تغییر یافته باشد، شیمی مغز مرغ ها وگربه ها را مختل می سازد. برای ارتش ها کاملاً بارز بود که تجربه اینامواج بر مجموع پستانداران می تواند سلاحی وحشتناک و بسیار مؤثر باشد.
سلاح های نوترونی به سه دسته تقسیم می شوند: سلاح های مرگبار با پرتوهایالکترومغناطیسی، سلاح های غیرمرگبار با هدف خنثی سازی موقت افراد که درتظاهرات های خشونت بار قابلیت استفاده دارد، و سلاح های القاکننده ذهنی یاکنترل رفتار.
کارشناسان استراتژی پنتاگون قاطعانه با استفاده ازاینگونه روش ها موافقت دارند. این را در نشریه داخلی «انقلاب در امورنظامی» (مؤسسه تحقیقات استراتژیک- کالج جنگ ارتش آمریکا) که در دسترس عمومقرار ندارد، می خوانیم: «ارزش های ما تغییر می کنند و آفاق تازه ای به رویتکنولوژی گشوده می شود. مدت زمانی پیش، به هنگام جنگ سرد، عملیات وتسلیحات روانی هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار داشت. اما، اکنون که پا بهعصر الکترونیک و بیوالکترونیک می گذاریم، لازم است در مرزهای روانی واخلاقی که با ممنوع ساختن هرگونه تکنولوژی که بتواند روح و روان دشمنانمانرا، چه در داخل و چه در سطح بین المللی، به بازی بگیرد برای خود در نظرگرفته ایم، بازنگری کنیم... بلافاصله که امکان آن فراهم آید، شرکت هایخصوصی و یا نیمه خصوصی را به بهره برداری از یک تکنولوژی مناسب تشویقخواهیم کرد. به همین ترتیب، می توانیم به کمک انواع تسلیحات جدید مانندسلاح های میکروبی فلج کننده، سلاح های روانی- تکنولوژی پیشرفته و... واردعمل شویم!»
اما، واقعیت گاه از بهترین فیلم های تخیلی نیز فراتر میرود. روس ها و آمریکایی ها از هنگام برقراری پایگاه های خود در نقاط مختلفکره زمین، مشترکا به استفاده از تکنولوژی «هارپ» پرداخته اند. این دو قدرتبزرگ که به ظاهر علیه یکدیگر عمل می کنند، پیوسته به مبادله نتایج تحقیقاتعلمی خود پرداخته اند.
برخی تحلیلگران معتقدند که «هارپ» هیچ چیز پنهاندر خود ندارد، چرا که اطلاعات پیرامون آن در اینترنت نیز انتشار یافتهاست. مدافعان «هارپ» همچنین مدعی اند که «گاکونا»- که در نزدیکی قطب واقعاست- نمی تواند زیانی را که مخالفانش ادعا می کنند، به کره زمین واردآورد. آنها حتی می گویند که ایستگاه «گاکونا» به هیچوجه به یک پایگاهنظامی نمی ماند، چرا که هیچگونه تأسیسات امنیتی، حصار یا سگ های محافظ ومحافظان مسلح در آن دیده نمی شود.
در واقع، هرکس می تواند به منطقهآنتن ها نفوذ کند و در وهله نخست همه چیز شفاف به نظر می رسد. اما، اگرهدف از این شفافیت ظاهری پنهان ساختن جنبه حقیقی «هارپ» باشد، چه؟ پایگاه«گاکونا»، محل تولد «هارپ»، امروز به یک ویترین تکنولوژیک تبدیل شده است وشعبات گوناگونی در خاک روسیه و آمریکا دارد. از دیگر سو، سیستم فرستنده«هارپ» به راحتی قابل انتقال به وسیله کامیون ها و یا هواپیمای بزرگ نظامیاست.
درواقع، عملیات «درهای باز» گاکونا هیچ چیز را ثابت نمی کند، چراکه استفاده از فیزیک کوانتومی را فاش نمی سازد.
فجایع طبیعی یا حمله نظامی؟
اتحادشوروی سابق و آمریکا از سال های 1950 تمامی توجه خود را معطوف آتمسفرساختند. دانشمندان این دو قدرت متوجه شده بودند که ارسال امواج یونیزهکننده بسیار قوی امکان تغییر آب و هوا را فراهم می آورد. در اواسط دهه1970، مهندسان شوروی تمامی تلاش خود را برای دستکاری یونوسفر به کارگرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به کار انداختند. بدینسان، مردم آلاسکازمستانی به طور استثنایی گرم را پشت سر گذاردند، برای نخستین بار در میامیو جزایر باهاما که عملاً در خط استوا قرار دارند، برف بارید، و شوروی نیزاز زمستانی ملایم بهره مند گردید.
ایجاد نوعی آب و هوا در یک منطقه ویا یک کشور صرفاً با کاهش احتمال آن در منطقه ای دیگر میسر می گردد. درسال 1973، هندوراس کشور آمریکا را متهم کرد که با دزدیدن باران و تغییرمسیر توفان «فی فی» با هدف نجات صنعت جهانگردی خود، این کشور را باخشکسالی عظیمی روبرو ساخته است. این توفان خساراتی به بار آورد که درتاریخ هندوراس بی سابقه بود! السالوادور نیز اتهاماتی مشابه به آمریکاوارد آورد، و ژاپن مدعی شد که با ایجاد توفان در «گوام»، باران لازم برایادامه حیاتش را دزدیده اند. در این حال، (زیمبابوه کنونی) و اسرائیل بهدزدیدن باران کشورهای همسایه متهم شدند. طبق شایعات، دگرگونی عظیم آب وهوایی سال های 83-1982 ناشی از پدیده «ال نینو» در اقیانوس آرام نیز براثراقدامات شوروی در یونو سفر پدید آمد. اما، به شکلی شگفت انگیز بازگشت «النینو» پس از آن تأثیراتی مشابه برجای نگذارد.
در دسامبر 1975، «هواردبندیکت» خبرنگار آسوشیتدپرس، در گزارشی پیرامون جنگ آب و هوایی باعنوان«آب و هوا، سلاحی مخفی؟»، درمورد علت تکذیب وجود چنین سلاح هایی از سویسخنگویان آمریکایی و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف کنند که از سلاح های برترآب و هوایی برخوردارند، تصور واکنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چراکه،کمترین ناهنجاری آب و هوایی آنها را به این فکر می اندازد که: جنگ است!»
والبته، نگران نکردن افکار عمومی یک اولویت است و رسانه های تحت کنترلکشورها در این راستا بسیار می کوشند. در فرانسه که سانسور درمورد پدیدههای آب و هوایی کامل است، تنها یک نویسنده- «ژان مارک فیلترمن» کتابیدرمورد جنگ آب و هوایی به نگارش درآورد که «سلاح های تاریکی» نام دارد.«ژان موسی برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نیز این شهامت را یافت کهبنویسد: «سرویس های مخفی به دنبال تخیلات خود می روند. توفان هایدسامبر1999 پدیده ای طبیعی بود یا حمله تروریستی؟» این روزنامه نگار درتحقیقاتی پیرامون سرویس های ویژه و نظامی مختلف آمریکا در سال 1970 فاشساخت که «زبیگنیو برژینسکی» در کتابی پیرامون کنترل وضعیت آب و هوا تحتعنوان «بین دونسل»، پرده از برنامه نظامی جنگ مخفی جدید آمریکا برداشتهاست. جنگی نامرئی با هدف نابودی بخش های مختلف تولید در کشورهای رقیب:«تکنیک های تغییر آب و هوا می تواند در راستای ایجاد دوران های طولانیخشکسالی و یا بارانی به کار رود.» سلاحی خاموش برای جنگی بی صدا!
کنترل افکار
دانشمندانمی گویند، نظامیان هنوز در مراحل تجربی کارهای خود قرار دارند، اما درهمین حد نیز نتایج بدست آمده بسیار «نویدبخش» است. نشریه «دیفنس نیوز»،ارگان نظامی رسمی آمریکا (شماره 19، مورخ 13 آوریل 1992) پیرامون جنگ خلیجفارس و عملیات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ایالات متحده در میدان نبردسلاحی الکترومغناطیسی (EMP Weapon) به کار گرفت که هدفی دوگانه داشت: قطعهرگونه ارتباط رادیویی دشمن، و تأثیری وحشتناک در زمینه جنگ روانی! بدینترتیب، بهتر می توان درک کرد به چه دلیل ده ها سرباز عراقی بدون جنگیدنخود را تسلیم کردند.
دیگر شکل بکارگیری تکنولوژی چند منظوره «هارپ»،انتقال مقادیر بسیاری انرژی بدون استفاده از کابل است، که به عنوان مثالبرای تغذیه باتری های الکتریک یک زیردریایی کاربرد دارد. اما، زمینهاجرایی دیگری نیز وجود دارد که بسیار وحشتناک است. کافی است آزمایشات مخفیو وحشتناک انجام گرفته برروی سربازان بیچاره را به خاطر آوریم که طی آنهامقادیر زیادی موادمخدر به منظور تغییر رفتار این سربازان به آنها تزریقگردید. و یا، همانطور که در بالا بدان اشاره شد، تأثیرگذاری بر فعالیت هایمغزی به کمک امواج الکترومغناطیسی. دکتر «نیک بگیچ» بی تردید تأکید می کندکه یکی از اهداف پروژه «هارپ» کاربردی کردن چنین سلاحی است. «خوزه دلگادو»و یا دکتر «رابرت بکر» موفق شده بودند نشان دهند که امواجی از نوع امواجبسیار کوتاه(ELF) به همراه یک جریان آلترناتیو فرکانس هایی را پدید میآورد که می توان از آنها با نتایجی کاملاً ملموس استفاده کرد. بنابراین،قابل درک است که تکنولوژی هایی از این دست برای کارشناسان استراتژیپنتاگون بسیار جذاب بنمایند.
منابع: سایت های هارپ آلاسکا، مولتی مانیا، ارت پالس، کنسپیراسیون، موندیالیزاسیون، آلترانفو، سیتی نت،ژئو لیبرتر،
بیلبیت نامبرز.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -